اسماعيل ناظم
30
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
بعضش در بعضى زمانها وجود داشته باشد ؛ به خلاف حركت توسطيه كه به تمامه هم در تمام زمان و هم در بعض زمان موجود است . حركت توسطيه راسم و فاعل حركت قطعيه است . بعضى از حكما مانند اين سينا به ظاهر كلامش بر اين رفتهاند كه حركت توسطيه موجود است ، ولى حركت قطعيه در خارج موجود نيست ؛ بلكه وجودش در ذهن است و اينكه گفتيم « ظاهر كلام شيخ » به اين جهت است كه مراد شيخ آن است كه حركت قطعيه وجود قرار ثابتى ندارد پس مخالف با حكماء نيست . ملا صدرا و جمعى ديگر بر اين رفتهاند كه حركت قطعيه هم وجود دارد ، مثل حركت توسطيه ؛ زيرا كه زمان موجود است و زمان مقدار حركت قطعيه است و اگر حركت قطعيه موجود نباشد ، زمان هم - كه مقدار اوست - موجود نخواهد بود و چون زمان موجود است ، پس بايد حركت قطعيه هم وجود داشته باشد . بنابراين حكما دو فرقهاند : دستهاى مىگويند حركت قطعيه موجود نيست و برخى مىگويند كه حركت قطعيه مانند حركت توسطيه موجود است . تبصره : خروج از قوه به فعل يا تدريجى است يا دفعى . خروج دفعى را كون و فساد نامند ، مثل اينكه آب منقلب به هوا شود و يا هوا مبدل به آب گردد . كون آن است كه صورتى حادث شود . فساد آن است كه صورتى زايل گردد . خروج از قوه به فعل به نحو تدريجى معنى حركت است . خروج به معنى اعم ( دفعى و تدريجى ) ، در تمام مقولات نيست ، بلكه در پنج مقوله است كه به زودى بيان خواهد . يعنى حركت در پنج مقوله واقع مىشود . تعلق حركت : حركت به شش چيز متعلق است . 1 . ما منه الحركة : يعنى مبدأ حركت . 2 . ما اليه الحركة : يعنى انتها و پايان حركت . 3 . مسافت يا شبه مسافت ، ( شبه مسافت مثل فاصلهاى كه بين غوره بودن و شيرين شدن انگور موجود است ) و آن چيزى است كه حركت در او واقع مىشود . 4 . زمان ، زيرا زمان مقدار حركت است .